تبليغاتX
آهســته وحشــی می شـــوم!... - اینجا کجاست؟!!


آهســته وحشــی می شـــوم!...

بـــرزخ ، از جـــهـنـم هـم جـهـنـــم تره ! ...........

اینجا قصه ها را می کُشــــند

و میان دست های من و تو

گــل های ســرخ عاشـــقی می کارند ..

اینجا بوســـه پنهانی نیست

آغـــوش ها از برای فرصتی نیست

اینجا دل هـــای ارزان ، فروشی نیست ..

اینجا چشـــم هــا مقــدس اند و

حرف ها همه شــــعرند ..

و لکنت زبان ها ،
همه دوســـتت دارم را تکرار می کنند ..

اینجا  لبـــخنـد به لب ها

در همه ی فصل ها شکـــوفه می زنـد ...

همه را مســت شــوق و

شــعـفــی پیــر نشــدنی می بینی ..

اینجا دختران

همیشـــه باکــره اند و لب برکه ها

نرگــس می چینند

برای محــبوب ابدی شـــان ...

و من اینجا غــم ندارم !

آیـــنه را دارم ..

خـــدا را دارم ..

و

ــتو را دارم !!!

 

 

پ . ن : دنیایم دوباره می درخشد!! و رویاهایم دوباره ، ســـبز ِ ســـبز !!

آسمانم دوباره آبی ست و قلبم ، سرخ ِ ســرخ !!!

دنیایم دوباره ساده است و رنگی .. و دوباره روی دیوار دلم ، طرحی از

تنهــــایی و عشــق دارم .. به همین ســادگی !!!...

نوشته شده در 87/05/06ساعت 1:8 توسط نیـــلوفـر | |


Design By : Night Skin