تبليغاتX
آهسته وحشی می شوم!... - چرندیات همیشگی!

آهسته وحشی می شوم!...

در حـیـــرتـم از مــرام ایـن مــردم پســت / این طــایفـه ی زنـده کـش ٍ مـرده پرسـت ...
چرندیات همیشگی!

دلم گرفت از این روزا .. از این روزای بی نشون

از این همه در به دری .. از گردش چرخ زمون

دلم گرفت از آدما .. از آدمای مهربون

از این مترسکای پست .. از هم دلای هم زبون

تو هم که بی صدا شدی .. آهای خدای آسمون ..

 آهای خدای عاشقا .. تویی فقط دلخوشیمون..

آره دلم خیلی پره ..

  "  از غمای رنگ و وارنگ ..  از جمله ی دوستت دارم .. دروغای خیلی قشنگ .."

دلم گرفت از این روزا .. از آدمای مهربون ..از تو که با ما نبودی .. از آون خدای آسمون ..

از اون خدای آسمون ..

از اون خدای آسمون ..

 

پ.ن: خدایا دلم گرفته ..

 

+نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت8:36 بعد از ظهرتوسط نیـــلوفــر ، یک آرام ٍ وحشـــی!! |