آهســته وحشــی می شـــوم!...
بـــرزخ ، از جـــهـنـم هـم جـهـنـــم تره ! ...........
تو جان منی .. کسی ز جان سیر نشد !!! ... چقدر دلم گرفته ... دلم می خواد گریه کنم تا وقتی که اشکی برام نمونه .. تا وقتی که دیگه چشمام نبینه .. تا وقتی که کور بشم و این زندگی مزخرف و نبینم که هیچ وقت چشم نداشته ببینه یه نفس راحت می کشم .. دیگه از خودم و شعرای تکراریم و حرفای تکراریم و زندگی تکراریم خسته م ... دارم می نویسم برای مخاطبی که نمی دونم کیه .. برای دردی که نمی دونم چیه .... تا همین یه ساعت پیش برای خنده هام دلیل داشتم ، برای شادیهام دلیل داشتم ، برای امیدواریم دلیل داشتم ... تا همین یه ساعت پیش دنیام یه رنگ دیگه بود ، یه شکل دیگه بود .. یه جور دیگه بود ! تا همین یه ساعت پیش با فکر کردن به عزیزم ، به عشقم ، ناخود آگاه لبخند می زدم و یه نفس عمیق می کشیدم .. ولی الان به محض اینکه صورت مهربونش میاد جلوی چشمم ، صداش که تو گوشم می پیچه ، این بغض مزخرف خفه م می کنه ... هنوز دارمش . هنوز با منه و کنارمه . ولی بودنی که دیگه الان می دونم همیشگی نیست ... الان می دونم که عشق واقعیش کس دیگه س .. جای دیگه س ... می دونم دوسم داره .. می دونم براش مهمم .. ولی نه مهم تر از کس دیگه ... آخه خدایاااااااااااااااااااا !! چرا من انقدر ساده و بچه و رویایی بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا زودتر از اینا بهم نفهموندی که .......؟؟؟؟؟ تو که الان داری صدای هق هقمو می شنوی ، تو که الان داری صدامو می شنوی ، تو که الان داری لرزش دستامو می بینی که به سمت خودت دراز کردم و پایین نمیارم ، خودت بگو ! عادل باش ! به بزرگی خودت قسمت می دم ... حق من این بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! نگو که نمی شنوی ! نگو که سرت به بنده های دیگه ت گرمه ! باورم نمی شه .... تو اینجایی خدای برزگ و مهربون و بی همتای من ! تو کنارمی .. در منی .. پشتمی ... پس چرا تو هم دیگه نمی تونی آرومم کنی ؟؟؟؟!!! آخه بهم بگو من مگه چی کار کردم که همیشه باید دیر برسم ؟؟ همیشه باید دوم بشم ؟؟.. نمی تونم بنویسم .. نمی تونم حرف بزنم .. فقط خدایا یه چیز می خوام ازت ! تا وقتی که هست ، باشم .. وقتی که رفت منم ببر پیش خودت . وگرنه خودم میام ! خودت خوب می دونی .... پیوند جان جدا شدنی نیست ماه من ... تن نیستی که جان دهم و وارهانمت !!!.... پ.ن : خدایا ! هرچی تو بگی .. هرچی تو بخوای ......... زندگی یعنی ... حسرت من ، وقتی ندارمت ! زندگی یعنی ... جای پُر من ، توی آرزوهای تو ! زندگی یعنی ... تو ، همه ی آرزوهای من ! . . . زندگی یعنی همه ی نداشته هایی که می خوامشون ! زندگی یعنی همه ی داشته هایی که نمی خوامشون ! P.S 1 : زندگی یعنی وقتی که تو آغوشت گم می شم ! زندگی یعنی بی تابی برای یک لحظه دیدنت ! زندگی یعنی چشم های تو ، همه ی دنیای من ! زندگی یعنی ، تو !!! P.S 2 : هستم! می آیم و می بینم و می خوانم ! ولی این روزها هوای دلم ابریست ! بی معرفت نیستم! فقط کمتر و دیر به دیرتر می نویسم !

| Design By : Night Skin |


