آهســته وحشــی می شـــوم!...
بـــرزخ ، از جـــهـنـم هـم جـهـنـــم تره ! ...........
انگـــــار خـــودم نیســـتم انـگــــار در درونــــــم کسی دیگــــر می زنـد دســــت می زند پـــا ... ـــــــــــــــــــــــ***ـــــــــــــــــــــــــ دیشب بهت گفتم : - اگه الان بهت زنگ بزنند بگند من مرده م ، چی کار می کنی ؟! ... سکوت کردی .. باز شدم دختر کوچولوی لوس و زبان نفهم تو ! - بگو دیگه !! خواهشششش!!! یه دفعه داد زدی : - زبونتو گاز بگیر ! ساکت شو دیوونه . ... برعکس همیشه که از داد زدنت می ترسیدم ، این بار خندیدم و محکم بوسیدمت ! خنده م از این بود که فهمیدم بود و نبودم حداقل برای تو مهمه ... دوستت دارم ! چقدر ؟ باور کن دیگه نمی دونم !!! P.S 1 : یاد آن بوسه که هنگام وداع .. بر لبم شعله ی حسرت افروخت ..... P.S 2 : حرفی ندارم ! قلم هایم چنـــد وقتـــــی است وارونــــــه نقش زنـــــی را حک می کنند بی آنکه بدانم کیســـت یا کجــــاست ؟!! آنســـان که دســتانـــــم چهره ی چروک کاغـــــذی اش را می پیمود خاطره کـــــورم کرد ! دنیای عجیبــــی دارم ... پ . ن ۱ : لطفا هرکی منو لینک کرده بهم بگه که لینکش کنم ! پ.ن ۲ : میان حس ناکامی ، سرودن را نمی خواهم ... 

| Design By : Night Skin |


