آهســته وحشــی می شـــوم!...
بـــرزخ ، از جـــهـنـم هـم جـهـنـــم تره ! ...........
و شــاعر ، شعـــری به فرشته .. شـاعر پر فرشـته را لای دفتـــر شعــــرش گذاشـت ، و شعرهایش بوی آسمان گرفت .. فرشته شــعر شـــاعر را زمــزمه کرد ، و دهــانش بوی عشــق ـگرفت .. خـــدا گفت : دیگر تمـــام شد . دیگر زندگــی برای هردوتان دشــــوار می شود .. زیرا شــاعری که بـوی آســـمان را بشنود ، زمــین برایــش کوچک اســت !.. و فرشته ای که مــزه ی عشـــق را بچشـد ، آســـمان برایـش کوچک اســت !... پ . ن ۱ :این روزها ، غرقم در این روزمرگی های پوچ .. و می دوم ، بی آنکه برسم .. پ . ن ۲ : .. شاعر و فرشته .. هنوز هم فرشته ها زمینی اند؟؟!.. ــــ دوستان من در وبلاگ نایت اسکین ، در انتخاب برترین وبلاگ ماه شرکت کردم. هرکس که دلش خواست ممنون می شم اگه به این سایت بره و به وب من رای بده.
| Design By : Night Skin |

