مـــاه!..
تو مــــاه را
بیشــــتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تـــو را به یاد مـــن می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این مــــاه
با هیچ دســـتمالی
از پنجــــره پــاک نمی شـــود!!...

پاورقی ۱ : برای شخص خاصی نیست!
پاورقی ۲ : ...
+نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت4:2 بعد از ظهرتوسط نیـــلوفــر ، یک آرام ٍ وحشـــی!! |
این شهر
شهر قصه های مادربزرگ نیست
که زیـبــــا و آرام باشد .
آسمانش را
هرگـــز آبی ندیده ام ..
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی نمی کنــد که
فـانـوسی داشته باشم یا نه ..
کسی که می گریــزد
از گم شدن نمی ترسد !

+نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت12:4 بعد از ظهرتوسط نیـــلوفــر ، یک آرام ٍ وحشـــی!! |
آرام تر!
باید
عُنُق و وقیح
ریشخنـــد کنم
باید بخـــــندم آنقدر
تا دلم گیرد آرام ...

+نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت5:50 بعد از ظهرتوسط نیـــلوفــر ، یک آرام ٍ وحشـــی!! |


