آهســته وحشــی می شـــوم!...
بـــرزخ ، از جـــهـنـم هـم جـهـنـــم تره ! ...........
سایه اش مرا می ترساند ... بیرون بیا ... ای نزدیک ... در کوچه پس کوچه ها پرسه می زند ، روح آشفته ی من در خواب ... چرا نمی میرم پس وقتی می دانم پس از مرگ من هم نوشدارویی نخواهد رسید ... گویا هنوز خیالباف و کودک و احمق مانده ام ... 


| Design By : Night Skin |


