آهســته وحشــی می شـــوم!...
بـــرزخ ، از جـــهـنـم هـم جـهـنـــم تره ! ...........
صدای پای تو که می روی.... و صدای پای مرگ که می آید..... دیگر چیزی نمی شنوم..... گفتی: می دونی که باید برم!.....هیچی نگفتم..... گفتی: متأسفم ولی می دونی که!......هیچی نگفتم..... گفتی: مراقب خودت باش!.....هیچی نگفتم..... دست تکان دادی و پشتت را به من کردی و رفتی..... رفتی ساعت ها ایستادم......تنها..... و روزها و ماهها و سالها..... تنها..... و تو هنوز می رفتی..... ایستاده بودم هنوز........صدایت آمد از پشت سر..... گفتی: سلام!.....هیچی نگفتم....... گفتی:من برگشتم...... آخه می دونی که!.....هیچی نگفتم ........ صدایی در درونم می گفت: زمین گرد است...... زمین گرد است....!!! تمام شب را با ماه می مانم و تو را فریاد میزنم و فریادهایم در عمق سکوت شب گم میشوند... ولی تو پیدا نمی شوی......تو برایم مفهوم بودنی.... مفهوم هرچه خوبی....تو شقایقی که دلت آیینهء داغهاست....... ای که همیشه گرمای دستان پر مهرت را در دستانم لمس میکنم، هر کجا که هستی دوستت دارم مادر..... آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت.... ستاره چشمک زد.. آفتابگردان سرش را پایین انداخت... گلها هرگز خیانت نمی کنند..... اینم یه قالب جدید.....!!!انقدر که همه گفتن اون قالبه بده عوضش کردم.....!!!! تو لحظه های زردم، تو غم دلواپسیم حتی وقتی که تو گفتی،هردوی ما بی کسیم چه کنارم بودی و چه رفته بودی راه دور تو تموم بی قراریا،توی هم نفسیم حتی وقتی به زبون اومدی و گفتی ببین ما دوتا تا آخرش برای هم دیگه بَسیم یه چیزی بهم میگفت تو مثل معبد می مونی ما یه جور برای هم دیگه فقط مقدسیم اومدم یه شب کنار پنجره با کلی بغض هم سپردم به ستاره،هم سپردم به نسیم که برید یه جوری به مردم این دنیا بگید ما دوتا دیوونه ایم،اما به هم نمی رسیم میدونم آخرش هم به هم نمیرسیم ولی با این حال،همیشه دیوونتم! و چه شیرین است! تحقق یافتنش مانند یک سراب است که انسان را هر لحظه به سوی خویش می کشد ........و در نهایت ......هیچ .........هیچ و این رویا چه شیرین است! رویای با تو بودن و در نگاهت جاری شدن و همچون قطره اشکی بر گونه ات چکیدن و این رویا چه شیرین است ........رویای لبخندت و ........ و سرابی بیش نیست حیف.......حیف....... رویا تنها در حد رویا بودن شیرین است! و زیباست.......... خواهش میکنم به دوستام بر نخوره ولی من تازه فهمیدم که: خیلی ها دم از عاشقی و عاشق بودن میزنن ولی خدا نکنه که شکست بخورن...اون موقع دیگه به نظرشون تمام آدم های عاشق دنیا تبدیل میشن به آدمهایی هوس ران و معشوقه ها هم میشن یه مشت آدم احمق..... کلمه و جاری شوند روی تن سفید و بی گناه کاغذ........... دوست دارم وقتی می خواهم از تو بنویسم با تک تک سلولهایم بگویم داد بزنم و بنویسم که می خواهمت ....... حتی اگر رویای به تو رسیدن محال باشد ...... عزیز دل!!!! دیدار نزدیک است ....دیدار نزدیک است و من با تمام وجود مشتاق دیدار توام همیشه مهربان من!!!! می خواهم بنوازمت ، نقاشی ات کنم شعر که به دلت ننشست نازنین............... بعضی ها سرزنشم می کنند.فکر کنم حسودیشان می شودکه تو هر چه سنگ میزنی من عاشقتر می شوم............... آنها هنوز نمی دانند که همهء دیوانگان را نمی شود با سنگ راند.......... بعضی ها با سنگ دیوانگیشان چند برابر گل می کند ومی شکفد و بزرگ می شود ، بزرگ عین تو ، عین علی ، عین مسیح ، عین اسمت و عین رنگ آبی.............. وقتی که میفهمند تو را دوست دارم مسخره میکنند و می خندند....مهم نیست بگذار آنها هم باخندیدن خوش باشند........... زیبا ، بعضی هایشان فکر می کنند که تو هم مثله همه ای بگذار اینگونه زندگی کنند.من خیالم راحت تر است..................... ........دوباره یادتو دوباره پر کشیدن از حضور نام تو دوباره یاد تو و اشک های بی بهانهء من دوباره شور عشق و دوباره شیدایی دوباره با یاد تو بودن ، دوباره تنهایی........... مث گنج قصه نایاب.............مث بوسه ناب و بی نقص تو مث یه دشت سبزی.............مث آهنگ بهارون مث ریتم بی نظیرٍ یه ترانه زیر بارون تو مث یلدا بلندی...........مث آرزو تو رویا مث عطر پونه زاری..........مث جنگل............مث دریا همترانه همصدا شو..............حس عشقه توی چشمات من می خوام واسه همیشه............پا بذارم توی شعرات...!!! گفتم بیام یه شعر شاد بنویسم......!!! خودم خسته شدم انقدر غمگین نوشتم......!!!! نیست خیلی روحیهء شماها خوبه ، منم هی غم انگیز مینویسم.....!!!! تا کی باید اشکایی رو که ریخته میشه ببینم و به روی خودم نیارم.....؟ تا کی باید ببینم یه عده غرور دیگران رو له میکنند و رد میشن ولی نتونم کاری کنم.....؟ خدایاااااااااااااااااااا............. خودت بگو..........خودت قضاوت کن......... مگه ما بنده هات چقدر تحمل داریم.........؟؟؟ تو که میگن همه جا هستی و همه چیز رو می بینی و میشنوی ، پس چرا صدای فریاد عزیز من رو که چهل روزه رو به خونت داد می زنه نمی شنوی....؟؟؟؟ خب اگه میشنوی جواب بده دیگه.......... مگه نمیبینی که یک ماه و چند روزه دارم از صبح که چشم باز میکنم ، تا شب که چشمام رو میبندم اشک میریزم و واسش دعا میکنم........؟ پس چرا ساکت شدی به اشک ها و دعاهامون جواب نمیدی....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا.......تو که همیشه کمکم کردی،این دفعه هم کمک کن.......خواهش میکنم....... آخه بعد از این همه صبر باید امشب با این حرفش اینجوری به آتیش کشیده بشم...؟؟؟؟ این درسته........؟؟؟؟؟؟؟؟ خدای من...مهربان ترینم......خدای بزرگ آسمونااااا..................... بهش آرامش بده....بهش قدرت بده که با این بازی سرنوشت هم کنار بیاد............ خدایا بهش قدرت و صبر بده.........حتی اگه می خوای زندگی من رو هم بگیر ولی به اون کمک کن......من راضی ام.........باور کن راضی ام............... خدایا نذار دیگه غم تو دلِ مهربونش بمونه............ خدایا من نمی خوام زندگی کنم....تا همین جا هم بسمه.............. خدایا جون من رو بگیر ولی عشق اونو هر جوری که هست بهش برگردون.............. کمکش کن خدااااااااا..........کمکش کن...............!!!!!!!!!!!!! انقدر داد زدم و اشک ریختم که حسی تو تنم نمونده...فقط خواهش میکنم هر جور که خودت میدونی کمکش کن.......... به قعر خاک می افتند و درختان دستانم ریشه هایشان را از خاک بیرون می کشند. من اما پایان نمی پذیرم...! من ، در نفس نسیم ، در نسیم سپیده دم و درسلالهءگندم می مانم و باز می گردم..... در جوانه های بهار ، در آفتاب تموز ، در اندوه زرد درختان ، و در ترنم دلگیر برف بازمی گردم! و تو را خواهم جست...! در نگاه غزال ، در تلألوی شبنم ، و در خروش آبشار! و باز خواهمت یافت..... یک شب ، که عریانی دل فریب ماه در برکه ای نهان تن به آب بسپارد...... وقتی رسیدی و به کلبهء دلم پا گذاشتی در باورم نمی گنجید که روزی تو را در خلوتم بپذیرم. بیگانه ای بودی هم قفس شده با من ......................... برای خود عالمی داشتی دورتر از ستاره های دوردست در سرزمینی که به روح من راهی نداشت.................... و ناگهان تو را در روح خود احساس کردم ................ در هر کلامت صدای لغزیدن بهار روی تن یخ زدهء دشت زمستانی من شنیده میشد.................... تو بهارم شدی و بهار با بودن تو جان گرفت .............. تابستان با بودن تو هست شد ............... پاییز چشمان هفت رنگش را از تو گرفت و زمستان نجابت کوه های پر برفش را................. تو برایم فرشتهء عشق شدی و هستی تا ابد! عزیزم، "م" عزیز من ، همیشه....همه جا.......و در همه حال تو قلب و روح منی........ فقط بدون که...... دوستت دارم همیشه............!!!! رو لب پرنده ها ، دیگه آهنگی نبود اگه چشمات نبودن ، آسمون آبی نبود اگه چشمات نبودن ، شب مهتابی نبود پشت ابرای دلم ، دیگه آفتابی نبود اگه چشمات نبودن ، کی واسم گریه میکرد؟! دل من وقتی شکست ، به کجا تکیه میکرد؟! اگه چشمات نبودن ، کی با من سفر میکرد؟! واسه جشن ماهی ها ، کی ماهُ خبر میکرد؟! اگه چشمات نبودن ، کی گلا رو آب میداد؟! واسه گنجشک دلم ، کی یه جای خواب میداد؟! حالا چشمات با منن ، که هنوز نفس دارم جرأت پر کشیدن ، از توی قفس دارم دیگه چشماتُ نگیر ، که من آزرده بشم مثل گل تو فصل یخ ، زرد و پژمرده بشم تا که چشماتُ دارم ، شعرای تازه میگم همش از پنجره ای ، که به روم بازه میگم......... این شعر برای دوست خوبم آرا ........... که همیشه در تمام لحظات زندگی ام کنارم بوده و هست........... و معنای دوستی واقعی رو به من یاد داد........... آرای عزیزم......دوستت دارم ........نمیگم تا ابد...چون دوستی من و تو (تا) نداره........ پس....دوستت دارم همیشه............ و ازت به خاطر مهربونیات متشکرم........!!! من همان بوده و هستم......و همیشه خواهم بود.................. شاید برگردم........شاید هم نه........... ولی فکر نکنم بتونم دوریتون رو تحمل کنم............ معلوم نیست........................ بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیوونتم رعد و برق فهمیده انگار شده زندگیم غم انگیز دستای کیو گرفتی زیر بارونای پاییز میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره خزونم داره می ره نمونده برگی رو درختا من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها دیگه بارون نمی باره توی جاده پر برفه به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره..... پست قبلی رو خوندم حالم به هم خورد...!!!!اه اه اه...!!! اومدم اون پست رو بازسازی کنم...!!!!!!! دلم برای همتئن تنگ شده بود.........!!!! جای همه خالی خیلی خوش گذشت....!!! اینم سوغاتیتون..!!!! بفرمایید...!!!: این ساک و این کفیفا مال دخترهای گله...!!! چندتا کتاب هم آوردم که اطلاعات عمومیتون بالا بره...!!!! این کادو هم مخصوص دوتا از دوستای گلمه....برای ((آرا)) و ((سوگل))...(فقط خودتون بازش کنید!!!) این خرس رو هم هر کسی که دوست داره بر داره...... تو این چمدون هم هرچی که هست برای داداشی های گله....!!! کلی هم از این صدفهای خوشگل براتون آوردم....!!!!!! این گلها هم تقدیم به همهء دوستای گلم...!!!(هر کی هر چندتا گل می خواد به این فرشته کوچولو بگه که بهش بده....ولی بگید که من فرستادمتون وگرنه نمی ده.....!!!!) امیدوارم خوشتون بیاد....!!!!!ببخشید اگه کم بود آخه فرصت خرید کردن نداشتم.....!!!! آرای گل و عزیزم....خواهش میکنم باهام تماس بگیر.....


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()



![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()










![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


