تبليغاتX
آهسته وحشی می شوم!...

آهسته وحشی می شوم!...

در حـیـــرتـم از مــرام ایـن مــردم پســت / این طــایفـه ی زنـده کـش ٍ مـرده پرسـت ...
نا محدود.....
پنجره باز است

منظره.دیواری اجری است

اما نسیم

خاطره سبز چمن را میاورد

اسمان بی نهایت است

نردبان.محدود است

اما باران.

تصویر بی نهایت اسمان را

 می اورد

قلب من محدود است.

عشق میان محدود و نا محدود است

اما چه کسی می تواند

برای من.

تکه ای محبت بیاورد...

+نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1381ساعت4:39 بعد از ظهرتوسط نیـــلوفــر ، یک آرام ٍ وحشـــی!! |
معذرت...!
 

سلام.راستش من چون خیلی شعر دوست داشتم.شعر های زیبا رو از

وبلاگهای مختلف می نوشتم.الان هم می خوام بذارم تو وبلاگم.قبل از هر چیز

از اون دوستان که شعرهاشون رو تو وبلاگ من میبینند یک دنیا معذرت میخوام!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1381ساعت11:47 قبل از ظهرتوسط نیـــلوفــر ، یک آرام ٍ وحشـــی!! |